وداع با عزیزترین انسانِ زندگی، رهبر شهید
بدرود، عزیزترینم... تو از کنارم رفتهای، اما حضورت تا همیشه در قلبم خواهد ماند؛ و من، با یاد تو، هم میایستم، هم میجنگم و هم اجازه نمیدهم حقیقت در غبار زمان گم شود.
گاهی سختترین خداحافظی، وداع با کسی است که تمام معنای زندگیات در نگاهش خلاصه میشد. رفتنت، فقط خالی شدن یک جای خالی نیست؛ انگار تکهای از جانم را با خود بردهای. اگرچه فاصله میان ما افتاده، اما نامت همیشه در تپش قلبم جاری خواهد ماند. بدرود، عزیزترینم؛ تو همیشه ماندگارترین خاطره و شیرینترین عشق زندگی من خواهی بود.
وداع، همیشه پایان دوست داشتن نیست؛ گاهی آغاز راهی است که انسان را از اشک، به اقتدار میرساند.
امروز با عزیزترین انسان زندگیام خداحافظی میکنم؛ با کسی که حضورش، آرامش روزها و معنای نفس کشیدنم بود. رفتنت، زخمی بر جانم گذاشت که هیچ واژهای توان وصفش را ندارد.
رهبر شهیدم بعد از رفتنت نه تنها نیروهای دفاعی از مرزها دفاع کردند بلکه این ملت هم درس آزادگی، ایثار، شهادت و ایستادگی را به خوبی در کف خیابان مشق کرده و شعار اتحاد و همدلی سرودند.
هر شب به خیابان آمدیم و باز هم خواهیم آمد تا بگوییم این راه، خاموشی و این صدا، فراموشی ندارد. آمدیم تا در دل شبهای سنگین، روشنایی را گم نکنیم، تا نشان دهیم اگرچه دیوارها فرو ریختهاند، اما ارادهها هنوز ایستادهاند.
گاهی نبودنت را نه در خبرها، که در سکوت دلها میشود فهمید. در نگاههایی که دنبال تکیهگاه میگردند و در کلماتی که هنوز هم با نام تو آرام میگیرند.
اما این درد، مرا نخواهد شکست. از دل همین اندوه، استوارتر از همیشه برمیخیزم. اقتدارم را از خاطره تو میگیرم و قدمهایم را با صبری پولادین ادامه میدهم.